The Official web Site of Allamah Sayyed Abdulaziz Tabatabai Yazdi and the M.T. Library.
درباره کتابخانه | فهرست كتابخانه | فهرست ميكروفيلمها و نسخ عكسى | تماس با كتابخانه | نظرات و پيشنهادات | پيوندها
شرح حال آثار كتابخانه يادنامه صفحه اول

اين مقاله شامل مصاحبه‏اى است كه از طرف كنگره كتاب و كتابخانه‏در تمدن اسلامى در تاريخ 22 شهريور ماه 1374 توسط آقاى محمد فرحزاد با علامه محقق‏طباطبائى انجام شده و در شماره دوم خبرنامه كنگره به چاپ رسيده.







جناب استاد، لطفاً مختصرى از احوال خود را بيان بفرماييد.

به تاريخ 23 جمادى الاول 1348 هجرى قمرى مصادف با چهارم آبان ‏1308 هجرى شمسى در نجف متولد شدم و در همانجا نشو و نما يافتم. مراحل تحصيلى ‏مختلف را در حوزه طى كردم. مهمترين اساتيد من در سطح عبارت بودند از: مرحوم فانى اصفهانى، آقا شيخ مجتبى‏ لنكرانى و آقا شيخ عبدالحسين رشتى، در خارج فقه مرحوم آية اللَّه عبدالهادى شيرازى، در فقه و اصول و تفسير آية الله ‏خويى. در نجف بيشتر با علامه امينى و شيخ آقا بزرگ معاشر بودم و همراه ايشان ‏به تهران مى‏امدم و به نجف بازمى‏گشتم. از سال 1356 در قم هستم و با مؤسسات ‏و افراد مختلف همكارى و تماس دارم. آقاى شهرستانى پايه‏گذار مؤسسه آل‏البيت از من خواستند در آنجا نظارت داشته باشم و اكنون بيشتر با آنها در تماس ‏هستم و براى ديگر مؤسسات نيز هر كدام كارى داشته باشند، انجام مى‏دهم.

در بسيارى از فهرست‏هاى نسخ خطى به يادداشتهاى شما ارجاع ‏شده است. بفرماييد اين يادداشتها اكنون در چه وضعى‏است ؟ آنها را چاپ‏ مى‏فرماييد ؟ به صورت فيش ‏است ؟ چه مقدار است ؟

اينها يادداشت نيست، بلكه فهرست كتابخانه أميرالمؤمنين است كه من ‏تهيه كرده ام و آقاى احمد منزوى هم در فهرست نسخ خطى خود از يادداشتهاى ‏متفرقه من بسيار استفاده كرده است. فهرست نسخه‏هاى خطى كتابخانه‏اميرالمؤمنين عليه السلام دو پوشه نسخه‏هاى خطى عربى بود و يك پوشه هم ‏نسخه‏هاى فارسى كه البته به صورت فيش بود. پوشه نسخه‏هاى خطى فارسى را از نجف با خود به ايران آوردم و در اختيار آقاى منزوى گذاشتم و ايشان آنها را به ‏فهرست خود منتقل كردند و در هر جا به اين يادداشتها ارجاع داده، اما اينها فهرست است و ان شاء اللَّه به زودى چاپ خواهد شد. پس از اين كه از نجف ‏آمدم ما بقى فهرستها در آنجا مانده بود كه به طرز مجعزآسايى به دستم رسيد و هم‏ اكنون در فكر جاپ و تجديد نظر در آنها هستم.

جناب عالى چنان كه گفتيد مدتى از نزديك با علامه شيخ آقا بزرگ ‏تهرانى در تماس بوده‏ايد. آيا با ايشان همكارى داشته‏ايد ؟ تلمذ فرموده‏ايد ؟ چند سال با ايشان مراوده داشته‏ايد ؟

من حدود 25 سال با ايشان مراوده و نسبت به ايشان ارادت بسيار داشتم و منزلمان روبروى هم بود. هنگامى كه به ايران مى‏آمدم مشخصات ‏نسخه‏هاى خطى مختلف را از مكانهاى گوناگون يادداشت و خدمت ايشان ارائه ‏مى‏كردم و ايشان نسخه‏هايى را كه نديده بود، استفاده مى‏كرد. سپس مشغول ‏فهرست نويسى كتابخانه أميرالمؤمنين عليه السلام شدم و گاهى در بعضى ‏نسخه‏ها دچار اشكال مى‏شدم كه از علامه امينى اجازه گرفتم تا از محضر آقا بزرگ ‏استفاده كنم. ايشان گفتند به شرط آن كه نسخه را شب به كتابخانه بازگردانى ‏اشكالى ندارد. من كتاب را ظهر خدمت شيخ آقا بزرگ مى‏بردم و عصر آن را از ايشان مى‏گرفتم و ايشان مرا راهنمايى مى‏كرد كه شيوه حل مشكل چگونه بوده ‏است.

چه خاطره‏اى از ايشان داريد ؟ لطفاً مواردى را بيان فرماييد كه ‏مى‏تواند براى پژوهشگران جالب و بى‏گمان مفيد باشد. از اخلاق شخصى وعلمى ايشان و هر خصوصيت ديگرى كه در خاطر داريد بيان فرماييد.

ايشان مرد وارسته و بى‏آلايشى بود و هيچ تكبر، غرور و وابستگى‏نداشت و من از جهت سلامت نفس مانند ايشان سراغ ندارم و از باب مبالغه‏مى‏توانم بگويم اگر كسى كتابى از ايشان را در مقابل خودش مى‏سوزاند و باز كتاب‏ديگرى مى‏خواست، ايشان دريغ نمى‏كرد. آن مرحوم فقر و سختى بسيارى راتحمّل كرد، اما باز هم از نگارش كتابهايش دست نكشيد و آنها را به هزينه خودش‏چاپ كرد و خود، آنها را بسته بندى مى‏كرد و براى افراد و مؤسسات مختلف درسراسر جهان مى‏فرستاد. روزى به منزل ايشان رفتم و ديدم كه بسته‏هاى كتاب درزير تخت ايشان مانده، گفتم اگر خادمتان نمى‏تواند اينها را به پست ببرد، اجازه‏بدهيد من ببرم كه موافقت نكردند، بعدها متوجه شدم كه ايشان در آن موقع پول‏پست كردن كتابها را نداشته است. اكنون نتيجه آن زحمات را مشاهده مى‏كنيم.

جناب عالى مدتى در آستان قدس تشريف داشته‏ايد. شنيده‏ايم‏نسخه‏هاى كتب فقه را فهرست فرموده‏ايد. آيا در يك جلد بوده است ؟ چراچاپ نشده ؟

من در سال 1349 50 كه هزاره شيخ طوسى در دانشكده الهيات مشهدبرگزار مى‏شد از نجف دعوت شدم و آمدم كه آن زمان با عيد نوروز مصادف بود.جناب آقاى شانه‏چى پيشنهاد كردند كه در ايران بمانم و نسخ كتب فقهى رافهرست كنم و من چون علاقه داشتم پذيرفتم. ايشان با آقاى دكتر رجايى كه در آن‏زمان رئيس كتابخانه بودند گفتگو كردند و ايشان هم پذيرفتند و با من قراردادى‏بستند. من گفتم نمى‏توانم از كتابخانه اميرالمؤمنين عليه السلام صرف نظر كنم وبايد گاهى به آنجا هم بروم و اين مطلب در قرارداد هم قيد شد. بنابر اين، در آن‏تابستان خانواده‏ام هم از نجف به مشهد آمدند و من مشغول فهرست كردن كتب‏فقه، حديث، اصول و... شدم. مدتى بعد به نجف رفتم تا مدتى كوتاه در آنجابمانم و سپس بازگردم ولى بر اثر فشار بعثيها نتوانستم به ايران برگردم، تا اينكه‏سرانجام در سال 56 توانستم به ايران بازگردم و تا سال 62 63 در اينجا بودم. تااينكه آقاى شاكرى، رئيس كتابخانه آستان قدس، با من تماس گرفتند كه بقيه‏فهرست را تكميل كنم. من بقيه كار را پى گرفتم تا اينكه در سال 64 به كنفرانس‏امام حسين عليه السلام در لندن دعوت شدم و مدتى حدود سه ماه نيز براى‏معالجه و ديدار فرزندان و اقوام در آنجا ماندم و چون كار را از من تحويل گرفته‏بودند، پس از بازگشت مدتى كار متوقف شده بود. پس از مدتى به آقاى شاكرى‏مراجعه كردم و گفتم كه مى‏خواهم كتباً انصراف خود را از اين كار اعلام كنم تا شمابتوانيد آن رابه ديگرى بسپاريد. ايشان گفتند ما اين كار رابه كس ديگرى واگذاركرده‏ايم و اكنون حدوداً ده سال است كه تكميل اين كار ادامه دارد.

لطفا در مورد آثار تأليفى يا تحقيقى و تصحيحى خويش آنچه چاپ‏شده وآنچه چاپ نشده اشاره‏اى بفرماييد.

كتابى دارم به نام » اهل البيت في المكتبة العربية « شامل كتابهايى كه‏اهل سنت درباره زندگى، مناقب، تاريخ زندگى، كلمات و... اهل بيت نوشته‏اند كه‏بتدريج در مجله تراثنا چاپ مى‏شود و ان شاء اللَّه پس از چاپ شايد بالغ بر دوجلد باشد. اين كتابها شامل آثار خطى و چاپى و مشخصات آنهاست ديگرى‏كتاب » فى رحاب نهج البلاغه « است كه معرفى مشخصات حدود 180 نهج‏البلاغه خطى قبل از سال 1000 هجرى است و حدود 100 نهج البلاغه چاپى رادر بر مى‏گيرد و نيز ترجمه‏هاى آن به فارسى، اردو، انگليسى و سپس منتخبها وشروح نهج البلاغه را از قرن ششم به بعد در بر مى‏گيرد، اين كار هنوز هم ادامه‏دارد و فعلاً به صورت مقاله در مجله تراثنا در حال چاپ است. همچنين از جلددوازدهم به بعد الغدير را علامه امينى خواستند درباره مناقب و فضايل‏اميرالمؤمنين عليه السلام بنويسند و بخشى از كار را به من واگذار كردند كه دروصيتنامه خود هم قيد فرموده‏اند كه افرادى و از جمله من اين كار را ادامه دهيم.ولى پس از فوت ايشان هنوز ورثه كارى در اين مورد انجام نداده‏اند و لذا خودم درايران شروع كردم به نوشتن دنباله اين كار. من شروع به يافتن اسامى صحابه،تابعين و رواتى كردم كه در جلد اول الغدير نيامده و آن رابه نام » على ضفاف‏الغدير « نوشتم كه هنوز ناتمام است و چاپ نشده‏است. كتاب ديگر » الحسين والسنه « است كه در ابتداى آمدنم به ايران چاپ شد. كتاب ديگر » الغدير في‏التراث الاسلامي « است كه چاپ شده است. در سال 1410 به مناسبت گذشت‏جهارده قرن بر واقعه غدير، از سوى آيه اللَّه خويى كنگره غدير در لندن برگزار شدكه من هم شركت داشتم و كتابنامه غدير را براى مجله تراثنا نوشتم و حدود 125كتاب را درباره غدير از زبانهاى فارسى، تركى، اردو و... از نويسندگان مختلف‏شيعه، سنى، اسماعيلى و... معرفى كردم و پس از مدتى اضافاتى به آن افزودم كه‏خود به كتابى تبديل شد و آن را در سال گذشته دار الؤرخ العربى در بيروت باعنوان »الغدير في التراث الاسلامي« چاپ كرد و امسال اين كتاب به مناسبت‏نمايشگاه كتاب كه مصادف با عيد غدير بود همراه با اضافاتى توسط وزارت‏ارشاد و وزارت كشور چاپ شد. اين كتاب دو بار ترجمه شده و يك بار هم آقاى‏جعفرى مقاله مجله تراثنا را ترجمه كرده‏است.

من هنگامى كه در نجف بودم بسيار علاقه داشتم كار آقا بزرگ را دنبال كنم‏ولى مانع كار اين بود كه هنوز تمام اثر چاپ نشده بود و نمى‏دانستم كه در اثرايشان نام چه كتابهايى نيامده‏است. ثانياً فكر مى‏كردم شايد فرزندان آن مرحوم‏بخواهند اين كار را ادامه بدهند و ثالثاً نجف محل مناسبى براى اين كار نبود، زيراهر لحظه امكان داشت كه ما را از عراق اخراج كنند. تا اينكه به ايران آمدم و در آن‏زمان چاپ ذريعه تمام شده بود. از آقاى علينقى منزوى پرسيدم كه آيا شمامى‏خواهيد اين كار را ادامه بدهيد ؟ كه پاسخ ايشان منفى بود و لذا من شروع به‏نوشتن مستدرك كردم و تا كنون حدود 11000 كتاب فيش شده و ممكن است به‏30 تا 40 هزار برسد كه بعداً ان شاء اللَّه چاپ خواهد شد. همچنين در كتابخانه‏آستان قدس، هنگامى كه براى بار دوم در آنجا كار مى‏كردم، گاهى درمى‏يافتم كه درذريعه بعضى از مشخصات اشتباه يا ناقص آمده‏است. اين موارد را فيش‏بردارى‏كرده‏ام كه به نام »اضواء على‏ الذريعة« آماده چاپ‏است. مرحوم امينى كتابى دارنددرباره گريه بر امام حسين عليه السلام به نام »سيرتنا و سنّتنا« كه من با مطالعه كتب‏ديگر اضافاتى بر آن دارم كه ان شاء الله اميدوارم بتوانم آنها را هم تحت عنوان»انباء السماء بأنباء كربلاء« چاپ كنم.

مقدار زيادى يادداشت و مدارك و اسناد هم راجع به زندگى جدّ بزرگوارم‏آقا سيد محمّد كاظم طباطبايى و تاريخ خاندانمان جمع كرده‏ام كه هنوز توفيق‏نگاشتن و تأليف آنها را پيدا نكرده‏ام. همچنين اكنون گروهى از مؤسسه الغدير قم‏در مورد كتاب الغدير تحقيق و آن را با تحشيه چاپ مى‏كنند و من بر آنهاپاورقيهايى مى‏افزايم كه فعلاً همراه جلد اول آن آماده چاپ است. و نيز درفهرست منتجب الدين و مقتل امير المؤمنين تحقيق كرده‏ام كه چاپ شده‏است.همچنين در مورد قسمت چاپ نشده طبقات ابن سعد تحقيق كرده‏ام كه اكنون‏چاپ شده‏است.

آيا در كنفرانسهاى بين الملى شركت فرموده‏ايد ؟ در چند تا. در كجا ودر چه تاريخى ؟

من فقط در همان دو كنفرانس امام حسين عليه السلام و الغدير لندن‏و دو كنگره شيخ طوسى در مشهد و شيخ مفيد در قم شركت كرده‏ام.

وضع فهرست‏نگارى و نسخه‏شناسى را اكنون در ايران و جهان‏چگونه ارزيابى مى‏كنيد ؟

در ايران در كل بسيار خوب است و من مكرراً گفته‏ام كه هيچ كشورديگرى به اندازه ايران فهرست تهيه و چاپ نكرده‏است و حتى‏ مصر و تركيه هم ازاين جهت به پاى ايران نمى‏رسند.

حضرت عالى در رشته‏هاى تخصصى كه به آن اشراف داريد شاگردانى‏هم تربيت فرموده‏ايد ؟ مقصود هر نوع استفاده و تأثير پذيرى از حضرت عالى‏است ؟

در خانه من به روى تمام مراجعانى كه مشكلى داشته باشند و بتوانم درحل آن كمكى بكنم باز است و در هر جهت آماده كمك هستم.

بنياد پژوهشهاى اسلامى را با ديد انتقادى چگونه مى‏بينيد ؟ چه‏توصيه‏اى براى خدمتگزاران اين بنياد داريد ؟

بنياد پژوهشهاى اسلامى كارهاى بسيار خوبى انجام داده، لكن بايد درمورد زندگانى خود امام رضا عليه السلام و ائمه اهل البيت عليهم السلام و نيز درزمينه فقه و معارف اهل البيت عليهم السلام فعاليت بيشترى به عمل آورد.

از انتشاراتى كه به صورت ادوارى در موضوعات كتابشناسى و اطلّاع‏رسانى در كشور و در جهان منتشر مى‏شود به كدام يك بيشتر توجه داريد ؟

در داخل كشور مجله »تراثنا« و مجله »آيينه پژوهش« دو ملجه آبرومندهستند. در عراق، مجله »الموسم« و در كويت قبل از اشغال اين كشور توسط عراق‏مجله »اخبار التراث« چاپ مى‏شد كه بسيار سودمند و مفيد بود. قبلاً مجله »معهدالمخطوطات« در قاهره چاپ مى‏شد كه بسيار پربار بود.

در آستانه كنگره » كتاب و كتابخانه در تمدن اسلامى « هستيم. اهميت‏چنين مجامعى را چگونه ارزيابى مى‏كنيد ؟

چنين كارهايى بسيار مفيداست. ان شاء اللَّه كه خلأهاى موجود را كاملاًپر كند و بعدها هم ادامه پيدا كند.

در باب فهرستنگارى در كتابخانه مركزى آستان قدس چه توصيه‏اى‏داريد ؟ چرا با بيش از پنجاه سال كار هنوز بسيارى از نسخه‏هاى اين كتابخانه‏فهرست نشده ؟ راه چاره چيست ؟ آيا حضرت عالى و افرادى همچون‏جنابعالى از وضع كنونى كتابخانه راضى هستيد؟ چه كنيم كه علميت و معنويت‏را در آنجا به سطح كيفيت ابنيه عالى برسانيم و هر دو را برابر سازيم ؟

بايد از افراد كارشناس و كتابشناس استفاده شود. كتابهاى مهم چاپى راتهيه كنند. كتابهاى خطى را كه به آنها عرضه مى‏شود باقيمت خوب و مناسب‏بخرند. كار فهرست‏نويسها را در زمان خاصى محدود كنند و از آنها بخواهند كه كاررا بموقع تحويل دهند. همچنين كار اشتباه ديگرى كه انجام شده تهيه فهرست‏موضوعى است، زيرا در كتابخانه‏اى كه دائماً در حال رشد است، نمى‏توان به‏صورت موضوعى فهرست كرد، بلكه بايد كتابها را شماره اى فهرست كرد. هنوزهم دير نشده و بايد اين كار را آغاز كرد مانند كتابخانه دانشگاه تهران و... اگركتابخانه‏اى محدود باشد مى‏توان آن رابه هر صورت دلخواه فهرست كرد ولى دركتابخانه‏هاى رو به گسترش چنين كارى ممكن نيست.

به نظر شما كتابخانه آستان قدس از اين لحاظ كدام روش را بايد الگوقرار دهد ؟

مى‏توان كتابخانه آية اللَّه مرعشى را الگو قرار داد، زيرا آنها سعى مى‏كنندهر كتابى را كه در هر جاى جهان چاپ مى‏شود و مناسب است خريدارى كنند،افرادى رابه دنبال خريد كتاب مى‏فرستند، از نمايشگاه بسيار كتاب مى‏خرند.همچنين كتب خطى را به قيمت خوب مى‏خرند. امّا آستان قدس بعضى كتابهاى‏بسيار نفيس را كم قيمت گذارى مى‏كند و لذا آنها را از دست مى‏دهد. همچنين‏آنجا حد اقل سالى يك جلد فهرست چاپ مى‏كنند كه آستان قدس از اين جهت‏عقب است.

آيا فكر نمى‏كنيد بهتر باشد فهرست نسخ خطى كتابخانه‏ها كه اكنون به‏صورت مجزا چاپ مى‏شود به طور مشترك تهيه شود و يا مركزى تأسيس شودكه تمام نسخ خطى و يا حد اقل ميكروفيلمى از آنها را در آنجا جمع آورند تامحققان بهتر بتوانند استفاده ببرند ؟

اين كار بسيار ضرورى و سودمند است. به شرط آن كه متصدى آن بخل‏نورزد و منابع را احتكار نكند. بهترين متصدى مى‏تواند آستان قدس باشد كه ازبودجه كافى برخوردار است و من هم در خدمت خواهم بود. ظاهراً آقاى برازش‏چنين كارى را در سطح تمام نسخه هاى جهان در نظر دارند و اكنون در حال‏ترجمه بسيارى از فهرستها هستند. دو نفر هم، يعنى آقايان عبدالجبار رفاعى وآقاى اشكورى، در حال تهيه فهرست نسخه هاى خطى عربى در ايران هستند تاعرب زبانان بتوانند از آن استفاده كنند، كه اين كار مى‏تواند مايه آبروى ايران باشددر نزد عرب زبانان و كسانى كه بخواهند در اين زمينه تحقيق كنند و ظاهراً آقاى‏حجتى همين كار را به فارسى انجام داده‏اند. به نظر من بهتر است كه فهرست به‏زبان كتابها باشد. مثلاً كتب عربى به زبان عربى و كتابهاى فارسى به زبان فارسى‏فهرست شوند.

All Rights Reserved, M. T. Library -- www.mtlib.com -- Copyright 2000-2005