| The Official web Site of Allamah Sayyed Abdulaziz Tabatabai Yazdi and the M.T. Library. |
|
|
| درباره کتابخانه | فهرست كتابخانه | فهرست ميكروفيلمها و نسخ عكسى | تماس با كتابخانه | نظرات و پيشنهادات | پيوندها | ||||||
|
|
|||||
|
آخرين مصاحبه مرحوم علامه محقق طباطبائى با مجلات فرهنگىدر فصلنامه وقف ميراث جاويدان (شماره 12 و 11 سال 1374) به كوشش علىمحمّد بيرجندى. چندى پيش به خدمت استاد بزرگوار حجت الاسلام و المسلمين سيّد عبدالعزيز طباطبائى رسيديم؛ دانشى مردى كه عمرى را در مسير تحقيق و پژوهش سپرى كرده و آثار دقت و ذكاوت علمى از سيمايش نمودار بود. سؤالاتى را در برابرش قرار داديم و تقاضاى مصاحبه نموديم. ايشان با بزرگوارىپذيرفت و در هر زمينه پاسخ هاى لازم و مفيد را بيان داشت امّا افسوس كه مقدرات به گونهاى ديگر رقم خورده بود و استاد قبل از انتشار اين مصاحبه نداىحق را لبيك گفت و به سراى باقى شتافت. ما اين ضايعه جبرانناپذير را بهساحت مقدس حضرت ولى عصر (عج) و حوزههاى علميه و مراكز تحقيق و پژوهش تسليت مىگوئيم و خوانندگان گرامى را به مطالعه اين مصاحبه دعوتمىكنيم. طبعاً نخستين سؤال ما درباره كتاب ارزشمند الذريعه بود ؛ كتابى كه استاد در انتشار آن نقش مهمى داشتند و سالهايى از عمر پر بركت خويش را براى نوشتن مستدركى ارزشمند براى آن صرف كرده بودند. مجله وقف، ميراث جاويدان ميراث جاويدان : حضرت عالى در تهيه و تدوين الذريعه الى تصانيف الشيعه تأليف استاد بزرگوارتان شيخ آقا بزرگ تهرانى چه نقشى داشتيد ؟ استاد طباطبائى : من در تأليف خود ذريعه هيچ نقشى نداشتم، تنها هر سال تابستان كه از نجف به ايران مسافرت مىكردم، در كتابخانههاى عمومى و شخصى هرچه توجهم را جلب مىكرد يادداشت مىكردم و پس از برگشتن، يادداشتها را در اختيار شيخ بزرگوارمان صاحب ذريعه، رحمة اللَّه عليه، قرارمىدادم. وسعت زحمات آن مرحوم در حدّى است كه ما در حال حاضر هم كه پيشرفتهاى زيادى به وجود آمده و به فهرست كتابهاى خطى كتابخانه ها دسترسى وجود دارد و وسايل جديدى هم پيدا شده، هر وقت به نسخه تازهاى دست پيدامىكنيم، مىبينيم آن پير مرد سختكوش، سالها پيش از ما به آن كتاب دست پيداكرده و آن را در الذريعه فهرست كرده است. خدا مىداند و بس كه اين مرد بزرگ تاريخ در مدت شصت سال چقدر زحمت كشيده و از خواب و خوراك و استراحت خود كاسته و بدون داشتن ابزار و وسائل و كمك، يك تنه تاريخ و فرهنگ و ميراث فرهنگى شيعه را زنده كرده و زنده نگه داشته است. او نود سال قلم به دست گرفت و تا چند روز پيش از مرگش قلم از دستش نيفتاد. هرچه زمان بگذرد او بيشتر جلوه مىكند، تا زنده بود از او قدردانى نشد، ولى تاريخ درباره عظمت كارهاى او قضاوت خواهد كرد. بلى من در تسريع چاپ ذريعه نقش داشتم، تأليف ذريعه از سال 1329 قمرى شروع شد. چاپ اين كتاب از سال 1354 قمرى در نجف آغاز شد و تا سال 1357 قمرى، سه جلد آن در نجف به چاپ رسيد و جلد چهارم آن در سال 1360 قمرى در تهران به چاپ سپرده شد. در ايران چاپ اين اثر به كندى پيش مىرفت و در مدت هيجده سال از سال 1360 تا 1387 فقط هشت جلد آن در ايران چاپشد ؛ يعنى از جلد 4 تا جلد 11، و من از اين جهت ناراحت بودم و به واسطه عشق و علاقه به اين اثر، دوست داشتم همه مجلدات آن به سرعت چاپ شود، از طرفى هم فكر مستدرك نوشتن براى آن را در سر مىپروراندم، ولى وقتى مىشد مستدرك را شروع كرد كه همه كتاب چاپ مىشد تا مىدانستيم چه كتابهايى در ذريعه فهرست نشده و بايد استدراك شود. از اين رو شروع كردم به استنساخ ذريعه كه كار مشكلى بود، چون نسخه مؤلف درهم و آشفته و با خطى ريز نوشته شده بود، بايد آن را پاكنويس و استنساخ مىكردم، با همه مشكلات، اين كار را در سال 1378 قمرى شروع كردم. تا آن تاريخ ذريعه تا حرف «ر» چاپ شده بود، من از حرف «ش» شروع به نوشتن و پاكنويس كردم. حرف شين كه تمام شد مرحوم صاحب ذريعه، قدّس اللَّه روحه، فرمودند: اجازه مىدهيد اين قسمت را همين جا چاپ كنيم ؟ من خيلى خوشحال شدم كه ذريعه از دو جا چاپ مىشود و زودتر تمام مىشود. حرف «ش» در دو جلد (13 و 14) در نجف و در سال 1378 از روى خط من چاپشد. من معمولاً تابستانها به ايران مىآمدم، در ايران با مرحوم حاج آقا اسماعيل كتابچى، مدير كتابفروشى و چاپخانه اسلاميه، در خيابان 15 خرداد، بوذرجمهرى سابق، درباره ادامه سريع چاپ ذريعه گفتگو مىكردم، از طرفى هم با آقاى منزوى راجع به واگذارى چاپ ذريعه به كتابفروشى اسلاميه وارد صحبت شده بودم تا عاقبت گفتگوها به نتيجه رسيد و از سال 1387، از جلد 17 ذريعه به بعد را كتابفروشى اسلاميه به دست گرفت و چون هم سرمايه كافى داشت و هم چاپخانه مجهز، تا سال 1398 دوره ذريعه در 25 جلد كامل شد. متأسفانه تا مؤلف بزرگوار زنده بود، چاپ دوره كامل كتابش را نديد. جلد بيستم كتاب زير چاپ بود كه اين كهن مرد علم و فضيلت در 97 سالگى از ميان ما رفت و جهان تشيع را عزادار كرد. از چه زمانى كار نوشتن مستدرك ذريعه را آغاز كرديد ؟ من از آقاى منزوى پرسيدم، آيا قصد نداريد كار مرحوم پدرتان را ادامهبدهيد و مستدركى براى ذيعه بنويسيد ؟ گفتند : نه، ما قصدى نداريم، هركس اقدام كند بكند، ولى اولى تر از تو كيست ؟ تو اين كار را شروع كن. من هم از سال 1399 هجرى قمرى دست به كارشدم و مشغول جمع آوردى و فيش كردن كتابهايى شدم كه نام آنها در ذريعه نيست. تا كنون حدود يازده هزار فيش تهيه شده كه از خداى توانا توفيق به پايان بردن آن را خواستارم. در لابه لاى سخنانتان اشاره داشتيد كه هر سال تابستان براى مطالعاتى به ايران مى آمديد، كمى درباره سفرهاى تحقيقاتى خودتان توضيحبدهيد. اين سفرها چه تأثيرى در روند كارهاى شما داشته اند ؟ من در سال 1308 در نجف اشرف به دنيا آمدم، از دوران نوجوانى تقريباً هر سال تابستان به ايران مىآمدم و در كتابخانه هاى عمومى و خصوصى مطالعاتى انجام مىدادم و يادداشتهايى تهيه مىكردم. دلمشغولى من در اين سفرها معمولاً تحقيقات علمى و شناسايى نسخ خطى بود. در سه سفر حج، در كتابخانه هاى مكه و مدينه مطالعات زيادى انجام دادم. در آنجا برخى رساله ها را كاملاً استنساخ كردم. در سال 1383 هجرى قمرى مطابق با 1342 شمسى ازعراق به سوريه و لبنان رفتم و بيش از سه ماه در آنجا بودم و در كتابخانههاى ظاهريه، مجمع علمى دمشق، كتابخانه اوقاف حلب و كتابخانه دانشگاه آمريكايى بيروت مطالعات زيادى انجام دادم، در آنجا دنياى تازهاى به روى من گشوده شد. دو سفر ديگر از نجف به تركيه و سوريه انجام دادم ؛ در سفر اول به همراه آقازاده مرحوم علامه امينى از كتابخانه هاى آن ديار بازديد كرديم. در سفر دوم هم با ايشان همراه بوديم. مرحوم علامه امينى هم از ايران به تركيه آمده بودند، كه حال مزاجى ايشان مساعدت نكرد و مجبور به بازگشت به ايران شدند ؛ ما مانديم و به بررسى كتابخانهها پرداختيم، در اين سفر بسيارى از نسخههاى ارزشمند را براى كتابخانه اميرالمؤمنين عليه السلام در نجف اشرف عكسبردارى كرديم. پس از آنكه به ايران آمدم و در قم مستقر شدم، باز مكرر به تركيه و سوريه سفر كردم. در يك سفر دو ماهه، از كتابخانههاى تركيه بهرهها بردم و نسخههاى ناياب و ارزشمندى را فهرست كردم. در چند دفتر نسخههاى خطى تركيه را يادداشت كردهام، در چند دفتر هم احاديث مربوط به فضائل و مناقب اهل بيت، عليهم السلام، را از منابع حديثى، تفسيرى، تاريخى و اعتقادى مهم و چاپ نشده اهل سنت يادداشت كرده آن را «نتائج الاسفار» ناميدهام. با آنكه كتابهاى زيادى تأليف كردهايد، چرا تعداد كمى از آنها به چاپرسيدهاند ؟ تأليف بيشتر اين آثار را من بعد از آنكه ايران آمدم، شروع كردم، كه نسبتاً كارهاى سنگينى هستند، به علت دست تنها بودن و نداشتن وسائل و پيش آمدن كارهاى متفرقه مثل پاسخ دادن به سؤالات و مراجعات علمى و راهنمايى بعضى نويسندگان و محققان و شركت در كنگرهها و ارائه مقالات و... كارهاى تأليفى من نيمه تمام ماندهاند. وضعيت انتشار فهرست نسخ خطى را در ايران چگونه ارزيابىمىكنيد ؟ فهرست نگارى و چاپ فهرست در كشور ما بسيار خوب بوده است. در ايران تا كنون حدود دويست و پنجاه جلد فهرست چاپ شده است كه هيچ كشورى فهرستهايش به اين رقم نمىرسد. البته هنوز هم در كتابخانههاى مرعشى، آستان قدس، مجلس، كتابخانه ملى تبريز، كتابخانه مدرسه آيتاللَّه العظمى گلپايگانى، كتابخانه فرهنگ اصفهان، كتابخانه ملى تهران، كتابخانه ملك و مدرسه عالى شهيد مطهرى و كتابخانه جامع گوهرشاد نسخههاى خطى فهرست نشده هست كه همه اينها بايد فهرست شود و فهرست اين كتابخانهها تكميل شود. خوب برگرديم به مستدرك ذريعه، اين كتاب در چه مرحلهاى است ؟ مستدرك ذريعه را حدود شانزده سال است كه شروع كردهام و تا كنون يازده هزار كتاب در يازده هزار فيش از الف تا ى نوشته شده كه دوست دارم ان شاءاللَّه به سى هزار برسد، سپس به چاپ آن اقدام كنم. آثار علمى شيعه تا چه اندازهاى حفظ شدهاند ؟ شيعه در همه ادوار با دشمنان و مخالفانى قوى و سرسخت روبهرو بوده. آنان هر چه توانستهاند كتابهاى ما را نابود كردهاند و كتابخانههاى ما را به آتش كشيدهاند. محمود غزنوى در سال 420 هجرى قمرى كتابخانه رى را آتش زد، كتابخانه شاپور را در بغداد در سال 451 هجرى قمرى به آتش كشيدند و چندين بار به خانه شيخ طوسى، رحمة اللَّه عليه، حمله كردند و كتابخانه و تأليفاتش را در مقابل چشمانش آتش زدند و خانهاش را غارت كردند، امّا آن مرد نيرومند با اعصاب پولادين خود در برابر هجوم مكرر و كتاب سوزى مكرر آنها ايستاد و دنباله كارش را رها نكرد، قلم به دست گرفت و از نو مشغول تأليف شد و آثار بسيارارجمندى از خود به يادگار گذاشت؛ تا جايى كه از كتب اربعه حديث شيعه، دو كتاب از تأليفات ايشان است. از چهار كتاب مهم رجال شيعه، دوتاى آنها به قلم شيخ طوسى است و در علم اصول هم عدة الاصول ايشان داراى اهميت شايانى است. در دعا و زيارات، كتاب مصباح المتهجّد ايشان در درجه اول قرار دارد. در تفسير كتاب تبيان ايشان تفسيرى جامع و بى نظير به شمار مىآيد. كتاب تمهيد ايشان از كتابهاى عمده علم كلام است و كتابهاى فقهى ايشان نيز (مبسوط،خلاف ونهايه) در نوع خود بى نظير هستند. صحبت از اين بود كه متأسفانه بسيارى از آثار شيعه در طى روزگار به دست مخالفان و معاندان از بين رفتهاست. در يكى از سفرهايم به تركيه در كتابخانه اياصوفيه آن وقتى كه هنوز اين كتابخانه به كتابخانه سليمانيه منتقل نشدهبود نسخه كهنى از تنزيه الانبياء و الائمه سيد مرتضى را ديدم به شماره 3165 كهاز آخر ناقص بود. كسى در حاشيه آخرين برگ موجود آن نوشته بود : من اينقسمت را از كتاب پاره كردم و دور ريختم ! ما در طول تاريخ با چنين تعصبات بىمنطقى روبهرو بودهايم. آيا با محققان جهان اسلام كه در زمينه نسخ خطى مطالعه مىكنند تماسهايى داشتهايد ؟ در سفرهاى سوريه و لبنان با دكتر صلاح الدين المنجد و چند تن از اعضاء مجمع علمى دمشق آشنا شدم. با فؤاد سزگين در ايران، در سفرى كه قبل از انقلاب اسلامى به ايران آمده بود، آشنا شدم كه با آقاى دانش پژوه به ديدنشان رفتيم. بار دوم و سوم در بغداد و استانبول با ايشان ملاقات كردم؛ بسيار به من محبت مىكرد و مرا به كتابخانهها معرفى مىكرد. با دكتر چچن در تركيه آشنا شدم، و با بسيارى از دانشمندان جهان نيز در كنگرههاى مختلف آشنا شدهام. چه ويژگيهايى در تحقيقات شما نسبت به ساير محققان وجود دارد ؟ ديگران بايد در اين باره قضاوت كنند، ولى آنچه خودم مىتوانم بگويم ايناست كه هميشه متعهد بودهام كارم دقيق و مورد اطمينان و با بررسى همه جانبه انجام شود. سعى كردهام تا مطمئن نشوم چيزى ننويسم. حضرت عالى مطالعات گستردهاى هم در زمينه نسخ نهج البلاغه وشروح آن انجام دادهايد، از ميان شروح موجود اين كتاب شريف كدام يك را ترجيح مىدهيد ؟ شرح بيهقى و كيدرى خوباند، شرح ابن ابى الحديد هم اگر مؤلف مطالب فاسدى را با آن مخلوط نكرده بود يا اگر آن مطالب فاسد از آن جدا شود، شرح خوبى است. نظرتان در مورد تصحيح شرح ابن ابى الحديد و همين طور چند متن قديمى كه در جهان عرب صورت گرفته؛ مثل الاغانى و صحيح مسلم چيست ؟ تحقيق شده صحيح مسلم را نديده ام، تصحيح ابن ابى الحديد معمولى است، تحقيق الاغانى چاپ بولاق و چاپ دار الكتب خوباند؛ نهايت آنكه محققان آنها فقط اديب بودهاند و از رجال و روات اطلاعى نداشتهاند و در رجال اسناد آنها غلطهاى فراوان ديده مىشود. ممكن است آثار چاپ نشده خودتان را معرفى بفرماييد ؟ يكى از آثار چاپ نشده من على ضفاف الغدير نام دارد كه دنباله و استدراكى است بر جلد اول الغدير. در اين كتاب راويان حديث غدير و رجال اسناد و علما و محدثينى كه اين حديث را روايت كردهاند و نام آنها در الغدير نيامده ذكر شدهاند. بيشتر كار اين اثر انجام شده و از خدا مىخواهم توفيق اتمام و چاپ آن را عطا كند. در طى سالها مطالعه، تعليقات زيادى بر اعلام الشيعه فراهم كرده ام كه از قرن چهارم تا چهاردهم را در بر مىگيرد. چاپ اين تعليقات به صورت پاورقى شروع شدهاست. معجم اعلام الشيعه شرح حالى است از دانشمندان شيعه كه نام آنها در طبقات اعلام الشيعه نيامده و استدراكى است بر اين كتاب كه به صورت الفبايى تنظيم شده است نه طبقاتى. همچنين تعليقات فراوانى بر الذريعه دارم كه مقدار زيادى از آنها فيش شده و آماده است. فهرستى نيز از تأليفات علامه حلّى و نسخههاى خطى آنها تا قرن دهم در دست دارم كه فيش شده و نياز به مراجعه دارد. علاوه بر اينها فهرستى از نسخه هاى كتابهاى لغت عربى كه در كتابخانههاى ايران يافت مىشود، تهيه و تنظيم كرده ام. اهل البيت في المكتبه العربية نام اثر منتشرنشدهاى است مشتمل بر فهرست كتابهايى كه دانشمندان غير شيعه درباره اهل بيت عليهم السلام به صورت كتابهاى مستقل نوشتهاند. اين اثر را هم به صورت الفبايى تنظيم كردهام و در آن به كتاب شناسى و شرح حال مؤلفين و معرفى نسخه هاى آنها در كتابخانههاى دنيا پرداختهام. اين كتاب به صورت سلسله مقالاتى در مجله تراثنا در هفده شماره چاپ شده و تا كنون تا ميانه اين مقالات، متن كامل اين كتاب به همراه مطالب زيادى كه در اين مدت به دست آمده به صورت كتاب مستقلى منتشر شود. بررسيهايى پيرامون نهج البلاغه اثر ديگرى است كه در آن كوشيدهام نسخههاى كهن خطى نهج البلاغه را از قرن پنجم تا دهم معرفى كنم. چاپهاى نهجالبلاغه، منتخبات و ترجمههاى نهج البلاغه به زبانهاى مختلف و شروح آن با شرح حال مفصل مؤلفين آنها و معرفى نسخه هاى خطى و چاپهاى آنها و ديگر مطالب تا كنون در تراثنا چاپ شدهاند. اكنون وارد بحث شروح نهج البلاغه شدهايم. اخيراً حضرت عالى در كنگره كتاب آستان قدس رضوى شركت فرموديد، اصول و مطالب مورد تأكيد شما در اين كنگره چه بود ؟ در اين كنگره من بر وادار كردن متصديان و مسؤولان كتابخانه ها بر فهرستكردن هر چه زودتر نسخههاى خطى و در دسترس قرار دادن فهرستها تأكيد داشتم. همچنين برخورد خوب و مناسب مسؤولين كتابخانهها و كتابداران با مراجعين امرى بود مورد تأكيد همه كه جناب آقاى استادى در مورد اخير سخنرانى مفيدى ايراد كردند. بعضى كتابخانهها با مراجعين، اعم از محقق و كتابخوان، بدرفتارى مىكنند. بايد به متصديان كتابخانهها توصيه شود با مراجعين خوشبرخورد باشند و حتى الامكان تسهيلات لازم را براى آنها فراهم كنند. ميراث جاويدان : از اينكه با بزرگوارى به سؤالات ما پاسخ داديد سپاسگزاريم. |
||||||
| All Rights Reserved, M. T. Library -- www.mtlib.com -- Copyright 2000-2005 | ||||||